آیا بدون انتظار و دعا برای فرج اعمال دیگر پذیرفته می شود ؟

 

حضرت امام جعفر صادق (ع) می فرمایند :
خداوند هیچ عملی را بدون انتظار فرج نمی پذیرد
منتخب الاثر ح۹
ثقة الاسلام کلینی رحمه الله در اصول کافی به سند خود، از اسماعیل جعفی آورده که گفت: مردی بر حضرت ابوجعفر امام باقرعلیه السلام وارد شد و صفحه ای در دست داشت، حضرت باقرعلیه السلام به او فرمود: این نوشته مناظره کننده ای است [۱] که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است. عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد! همین را خواسته ام. حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام فرمود: گواهی دادن به این که هیچ معبود حقّی جز خداوند نیست و این که محمد بنده و رسول او است و این که اقرار کنی به آنچه از سوی خداوند آمده و ولایت ما خاندان و بیزاری از دشمنمان و تسلیم به امر ما و پرهیزکاری و فروتنی و انتظار قائم ما، که ما را دولتی است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد. [۲] .

و در همان کتاب ابوالجارود آمده که گفت: به حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا! آیا مودّت و دلباختگی و پیروی مرا نسبت به خودتان می دانید؟ فرمود: آری. عرضه داشتم: من از شما طلبی را می پرسم و می خواهم به من پاسخ دهید، زیرا که چشم من نابینا است و کم تر راه می روم و نمی توانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم. فرمود: خواسته ات را بازگوی. عرض کردم: دینی که تو و خاندانت خدای – عزّوجلّ – را با آن دینداری می کنید برایم بیان فرمای، تا خدای – عزّوجلّ – را با آن دینداری نمایم. امام باقرعلیه السلام اگر چه مطلب را کوتاه کردی، ولی سؤال مهمی آوردی. به خدای سوگند! دینی را که من و پدرانم خدای – عزّوجلّ – را با آن دینداری می کنیم برایت می گویم؛ گواهی دادن به این که هیچ معبود حقّی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه وآله رسول خدا است و اقرار کردن به آنچه از نزد خداوند آورده و ولایت ولیّ ما و بیزاری از دشمنمان و تسلیم بودن به امر ما و انتظار قائم ما و اهتمام ورزیدن [در امور واجب و حلال] و پرهیزکاری [از کارهای حرام] می باشد. [۳] .
و در غیبت نعمانی به سند خود، از ابوبصیر از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام آورده که روزی آن حضرت فرمود: آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای عزوجل هیچ عملی را جز به ان از بندگان نمی پذد؟ گفتند: چرا، فرمود: گواهی دادن به این که هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه وآله بنده و فرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه به آن امر فرموده، و ولایت، و بیزاری از دشمنانمان – یعنی خصوص امامان – و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکاری، و کوشش، و اطمینان، و انتظار قائم علیه السلام. سپس فرمود: به درستی که ما را دولتی است که خداوند هر وقت بخواهد آن را [روی کار] می آورد، آن گاه فرمود: هر کس دوست می دارد از جمله اصحاب قائم علیه السلام باشد باید انتظار بکشد و با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار نماید در حالی که منتظر باشد، پس اگر از دنیا رفت و [پس از مردنش] قائم قیام کرد، برای او پاداشی خواهد بود همانند پاداشی کسی که امام قائم را درک کرده، پس جدّیت کنید و در انتظار بمانید گوارای تان باد ای گروه مشمول رحمت الهی. [۴] .
می گویم: عبارت (یعنی خصوص امامان) احتمال دارد که از فرمایش امام علیه السلام باشد، و احتمال می رود که گفته ابوبصیر باشد. و چون منظور از ولایت آن است که امام علیه السلام را در تمام امور سرپرست خود قرار داده و پیروی از او را در همه موارد واجب بداند، حضرت بیان فرمود: کسی ولایتش واجب است که خداوند – عزّوجلّ – او را به امامت و عصمت مخصوص گردانیده، نه هر کسی که منتسب به رسول خدا صلی الله علیه وآله است و دشمنی کردن باید با معاند و دشمن امام علیه السلام باشد خواه از ذرّیه پیغمبر باشد، یا غیر آن ها.
و از آنچه بر وجوب انتظار دلالت می کند، روایتی است که شیخ صدوق رحمه الله در کتاب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اسفند 1390    | توسط: مدیر    |    | نظرات()