آنچه تا كنون گفته شد، تبیین برخی از ابعاد این آیه كریمه است كه از دوران آخرالزمان و موعود آن سخن گفته است. روشنتر از این آیه كه در زمینه حاكمیت دین بر كل اجتماعات انسانی است و به انقلاب نهایی و جهانی موعود آخرالزمان اشاره دارد، آیه دیگری است درباره همین موضوع یعنی حاكمیت طبقه مستضعف در دوران موعود آخرالزمان: «وعدالله الذین امنوا منكم و عملوالصالحات لیستخلفنهم فی الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا...» (4) خداوند آنان را كه ایمان آوردند از شما و نیكی‏ها كردند، وعده داد كه بیقین ایشان را در زمین خلیفه كند، چنانكه آنان را كه از پیش بودند خلیفه ساخت و دینشان را باز بگستراند، آن دین كه بپسندید برای آنان و هم آنان را از پس بیمی كه دارند، بی‏بیمی دهد و ایمنی... در این آیه كریمه از خلافت‏بر زمین در پرتو تمكن و قدرت دینی سخن رفته است كه مؤمنان صالح فرمانروایان زمین می‏شوند و در پرتو ایمان و باور دینی و حاكمیت‏بخشیدن به اصول و فروع دین، به ساختن جامعه‏ای انسانی می‏پردازند و انجام تاریخ انسان پس از آنهمه نابسامانیها و ناهنجاریها به سامانی الهی و دینی می‏رسد. پس در همین زیست فیزیكی و دنیایی، آنكه آخرین حرف را می‏زند و پناه راستین بی‏پناهان تاریخ می‏گردد و انسانهای دربند و مظلوم را رهایی می‏بخشد حاكمیت دینی و تفكر الهی است و میداندار اصلی و نقطه پایان تاریخ به دست دین و تفكر دینی است نه به دست تفكر ظالمانه سرمایه‏داری غربی و نه اصول مادی كمونیستهای شرقی. كه این هر دو در تجربه و عمل از سامان‏بخشی به محدوده كوچكی از جامعه‏های انسانی، درمانده‏اند و در بند كوچكترین و نازلترین تمایلات خودخواهی و خودپرستی گرفتارند. محور دیگری كه در حاكمیت مستضعفان نهفته است مبارزه با سرمایه‏داری است. زیرا طبقه حاكم كه در عینیت و عمل با تمام وجود خویش استضعاف و محرومیت را لمس كرده‏اند و از مشكلات آن احساسی راستین دارند، هیچ‏گاه با سرمایه‏داری سازش نمی‏كنند و میدان را برای یكه‏تازیهای قشر مرفه و شادخوار باز نمی‏گذارند و همه راههای نفوذ آنان را در بخشهای حیاتی جامعه سد می‏كنند. این ماهیت راه و كار مستضعفان است كه هیچ‏گاه با عامل اصلی محرومیت كنار نیایند و ریشه آن را در جامعه بشری بخشكانند و این راهی است كه از آغاز نهضتهای انبیا مورد نظر بوده است. چنانكه قرآن كریم همواره این بعد از قیام پیامبران را ترسیم كرده است كه با طاغوتان و سلطه‏طلبان مالی درگیر شدند همان سان كه با سلطه‏طلبان سیاسی و نظامی. در قرآن كریم می‏خوانیم: «و لقد ارسلنا موسی بایاتنا و سلطان مبین الی فرعون و هامان و قارون فقالوا ساحر كذاب‏» (5) ما موسی را با آیات خود و حجتی آشكار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون گفتند كه او جادوگری دروغگو است. روشن است كه از جمله اهداف این پیامبر الهی چنانكه سرنگونی نظام سیاسی فرعونی‏است، سرنگونی نظام سرمایه و ثروت‏اندوزی نیز هست كه سمبل آن در آن روزگار قارون بوده است. آری در آن دوران سراسر عدل است كه سرمایه‏داری و سلطه آن بر جامعه‏های بشری پایان می‏یابد و توده‏های مظلوم بشری از زیر یوغ سلطه این طبقه زالوصفت رهایی می‏یابند و هرگونه بهره‏كشی ظالمانه از میان می‏رود و استثمار، این پدیده شوم، ره نیستی و زوال می‏پوید و این لازمه طبیعی حاكمیت طبقه پایین و مستضعف است كه به دوران سیاه ظلم قشری اندك بر توده‏های عظیم انسانی پایان دهد.








  پی‏نوشتها: .سوره واقعه (56)، آیه‏3. .
 سوره قصص (28)، آیه 5. . به كتاب «عصر زندگی‏» فصل «عدالت اجتماعی‏» از نویسنده رجوع شود. .
 سوره نور (24)، آیه‏56.
. سوره غافر (40)، آیات 24-23.
 منبع: ماهنامه موعود شماره 10-11 









منبع:        http://www.montazeran.ir/2008-09-21-13-27-40/sokhanrani/348-degargoniravabet.html

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آذر 1391    | توسط: مدیر    |    | نظرات()