دیگر اینكه انسانهای متمكن كه به قدرت سرمایه و ابزار مجهزند به استفاده نابهینه و ویرانگر از منابع طبیعی دست می‏زنند و این استفاده نابهینه بر اساس محدودیت منابع، زمینه‏ساز بیدادی خانمانسوز بر همه بشریت می‏گردد. زیرا كه زمین مادر هستی و مهد و گهواره زیست مناسب همه افراد انسانی است و با بهره‏برداری بهینه و صرفه‏جویانه زیست‏بومی مناسب‏برای‏همه‏انسانها خواهد بود و كالاها و مواد آن به همه انسانها می‏رسد و نیاز همگان را بر می‏آورد; لیكن با استفاده نابهینه و تخریب طبیعت، محیط زیست ناسالم می‏شود و كالاها و منابع آن نیز پاسخگوی نیاز همگان نخواهدبود.از این رو، ظلمی‏فراگیر رخ‏می‏دهد كه موجب تباهی و نابسامانی در زیست اكثریت جامعه بشری می‏گردد آنچنان كه امروزه این حقیقت تلخ، بروشنی مشهود است و به صورت فاجعه بشری در سطح اجتماعات انسانی درآمده است. در دوران حاكمیت مستضعفان این دو جریان انحرافی از ریشه می‏خشكد، زیرا روحیه استضعاف و استضعاف‏گرایی و حاكمیت این قشر، سدی آهنین بر سر راه هر ستم و ناروایی است و این دو ناهنجاری و ناروایی كه یكی در مصرف افزون از حد و دیگری استفاده نابهینه از منابع و در نتیجه ویرانی و تباهی محیط زیست انسانها است، با ماهیت‏حاكمیت مستضعفان ناسازگار است و در آن دوران و با انقلاب راستینی كه در رابطه انسان با طبیعت و با نعمتهای الهی رخ می‏دهد، طبقه حاكم از هر گونه استفاده زیاد و نابهینه دوری می‏كند واین روحیه را در سراسر اجتماعات می‏گستراند و انسانهارا از كمبودها و نابسامانیهای زندگی رهایی می‏بخشد و محیط و طبیعت‏ خدادادی را چنانكه خدا آفریده ارزانی همگان می‏كند.








منبع:     http://www.montazeran.ir/2008-09-21-13-27-40/sokhanrani/348-degargoniravabet.html







نوشته شده در تاریخ جمعه 10 آذر 1391    | توسط: مدیر    |    | نظرات()