هر عشق اصیل و فطرى حاکى از وجود معشوقى در خارج و جاذبه و کشش آن است.(23)

یعنى اگر تشنه مى‏ شویم و عشق به آب داریم دلیل بر آن است که «آبى» وجود دارد که دستگاه آفرینش تشنگى آن را در وجود ما قرار داده است.

اگر علاقه‏ اى به جنس مخالف داریم دلیل بر وجود جنسى مخالف در بیرون ماست؛ و اگر عشق به زیبایى و دانایى داریم دلیل بر این است که زیبائی ها و دانائی هایى در جهان هستى وجود دارد.

و از اینجا به آسانى نتیجه مى ‏گیریم که اگر انسانها انتظار مصلح بزرگى را مى‏ کشند که جهان را پر از صلح و عدالت و نیکى و داد کند، دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجى در تکامل جامعه انسانى امکان‏پذیر و عملى است که عشق و انتظارش در درون جان ماست.(24)

«اسناد و مدارک» موجود نشان مى‏هد که این یک اعتقاد عمومى و قدیمى، در میان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب است، (اگر چه در پاره‏اى از مذاهب همچون اسلام تأکید بیشترى روى آن شده است.) و این خود دلیل و گواه دیگرى بر فطرى بودن این موضوع است.(25)

در اینجا ما به عنوان نمونه برخی از اقوام و مذاهب که به ظهور مصلحی بزرگ معتقدند، اشاره می کنیم.





منبع:       http://makarem.ir/websites/farsi/articles/?qid=15518&gro=7051

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1391    | توسط: مدیر    |    | نظرات()